بیادپدرومادرعزیزم
مـــــادر
مادر ندای نام تو با ناز گفتهام
از اوج نُه فلک با نیاز گفتهام
آغوش گرم و دست نوازشگر ترا
گــــهواره اجرام کاینات گفتهام
لبخند نازنین تو بر هر ندای من
رمزی ز رحمت یزدان گفتهام
لالایی تو در دل شبهای بیچراغ
رامشگری عرش معاله گفتهام
مـــعراج درد تــــو روز رنج من
رنج مدام تو محشر کبرا گفتهام
با صد هزار دریغ ز پرواز روح تو
خاک مزار تو کعبه دلها گفتهام
دستگیر در تلاتم انوار و درد و رنج
بعد از خدای خود ترا خدا گفتهام
مادر ندای نام تو با ناز گفتهام
از اوج نُه فلک با نیاز گفتهام
آغوش گرم و دست نوازشگر ترا
گــــهواره اجرام کاینات گفتهام
لبخند نازنین تو بر هر ندای من
رمزی ز رحمت یزدان گفتهام
لالایی تو در دل شبهای بیچراغ
رامشگری عرش معاله گفتهام
مـــعراج درد تــــو روز رنج من
رنج مدام تو محشر کبرا گفتهام
با صد هزار دریغ ز پرواز روح تو
خاک مزار تو کعبه دلها گفتهام
دستگیر در تلاتم انوار و درد و رنج
بعد از خدای خود ترا خدا گفتهام
چه مشق امشب نویسم نون بابا
ز زحمتهای تو ممنون بابا
ز زحمتهای تو ممنون بابا
دل تنهای من بهر تو خواند
به سانِ نغمه مجنون بابا
به سانِ نغمه مجنون بابا
ز جانت جان من گردیده پیدا
ز خونت منعقد شد خون بابا
ز خونت منعقد شد خون بابا
مرا مهر علی با نان خوراندی
کزین تا منتها ممنون بابا
کزین تا منتها ممنون بابا
مرا با رنج شیرینت نمودی
ز سختیها، ز غم بیرون بابا
ز سختیها، ز غم بیرون بابا
بود لبخند شیرینت برایم
کلید گنج صد قارون بابا
کلید گنج صد قارون بابا
مرا با عشق پروردی تو ای یار
منم همواره ات مدیون بابا

منم همواره ات مدیون بابا

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 1:15 توسط ساحل
|